تبليغاتX
به وبلاگ پارسيان خوش آمديد
به وبلاگ پارسيان خوش آمديد

دعا کردم

باران چه معصومانه می بارد........

رسم نوازش در غمی خاکستری گمشده است....

گنجشککی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت...

تمام بالهایش غرق اندوه است....

آسمان چشمهایم خیس باران است.....

هزاران بار در هر لحظه می میرم......

عجب..!!! آسمان هم چه بغضی کرده است امشب....

یعنی سرنوشت انتظار من چه خواهد شد؟

باران از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت.....

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها و نا مهربانی ها بگو...

بگو در انتخاب راه عشق و ایثار و وفا خطا کردی

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست....

و در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل...

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر



نوشته شده توسط حميد رضا تبريزي تاریخ پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 6:20 بعد از ظهر

|+|

http://eillia.blogfa.com